محلى گرايى و طائفه گرايى به همراه عقب ماندگى عمومى اجتماعى-فرهنگى-سياسى خلق ترك در ايران باعث شده است كه هم بين زيرگروههاى خلق ترك ساكن در هر كدام از استانها از سويى و هم بين كل جامعه ترك زبان هر كدام از استانها با ديگر نواحى ترك نشين و تركان ايران و بويژه آذربايجان –كه نياخاك مشترك همه خلق ترك در سراسر ايران است- هيچ گونه روابط انسانى٬ اجتماعى٬ فرهنگى و ادبى قابل ملاحظه و فعالى وجود نداشته باشد. البته عدم ايجاد و يا رشد كافى هويت ملى فراگير بين زيرگروههاى خلق ترك٬ شكل نگرفتن و يا ضعيف بودن ادراك و حس تعلق آنها به يك خلق و ملت واحد ترك و گذران عمر در تجريد٬ انزوا و بىخبرى مطلقشان از يكديگر٬ به علاوه نبود كوچكترين تعصب ملى تركى در بسيارى از آنها٬ (بر خلاف گروههاى كرد زبان ايران و حتى منطقه) از مشكلات خلق ترك در سراسر ايران است كه در گروههاى ترك ساكن در استان فارس نيز ديده مىشود.

مطلب بالا را از وبلاگ سوزوموزبا مدیریت آقای مهران بهاری که چندی قبل برای ما فرستاده اند در اینجا مینویسم و از ایشان به خاطر مطالب جالبشان چه در وبلاگ و چه نظراتشان در خصوص وبلاگم تشکر میکنم .به اميد پايداری  تمام ترکهای ايران زمين.

  
نویسنده : جعفرخان ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸۳
تگ ها :