باغ ارم:

بنای اولیه باغ ارم را به جانی خان وفرزندش محمد قلی خان نسبت میدهند احتمالا محمدقلی خان بعد از پدربنای جدیدی ایجاد نکرده بلکه آن را تکمیل نموده لذا عمارت بنام هر دوی آنها مشهوراست.در دوره ناصرالدین شاه حاج نصیرالملک شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریدو ساختمان فعلی را بنا نمود.باغ ارم بعد نصیر الملک به فرزندش عبداله قوامیرسید پس از چندی ناصر خان قشقایی به مبلغ 24000تومان از وی خریداری نمود و مدتها این باغ در اختیار خاندان قشقایی و مرکز حکمرانی ایلخانان انان بودتا اینکه

در زمان استانداری فرخ اجبارا به تصرف دولت در آمدو فعلا در اختیار دانشگاه شیراز است.

 

 

 

هنوز سالها باید بگذردتا برزخم های گوناگون والتیام نیافتنی خود مرهم گذاریم.

زخمهایی که از هر رهگذری به خلق ما قشقایی ها واردآمده است.

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قشقایی

از اینکه چنین وب لاگی درست کرده ای واقعا جای امیدواری است از اطلاعات خوبتان متشکرم. ولی یک نکته راجع به باغ ارم و آن این است که خسروخان قشقایی خودش آن را به ملت تقدیم کرد و اجباری در کار نبوده

آقاجرى-آغاج ارى

در فارسستان: در تركيب اتحاديه طوايف تركى آذرى قشقايى تيره اى بنام آغاجارى (آغاج يئرلى- آغاجئرلى) در طايفه بيوك كشكولى (كشكولى بزرگ) و داراشورلو (دره شوئى) اتحاديه طوايف تركى قشقايى وجود دارد. اين تيره و تيره هاى ديگر آغاج ارى كه در طول زمان اسامى جديدى به خود گرفته اند٬ طوايفى هستند كه از آذربايجان به فارس كوچ نموده اند. در كتاب پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز- ايلهاى قشقايى ايران٬ قبيله قايى-قشقايى گفته مىشود: "ايل آغاج يئرلى (آغاجئرلى) از ايلهاى قشقايى به بيان تركى؛ تيره هاى ايل آغاجئرلى بعد از ١٣٠٠ قمرى كه حدود ٨٠٠ خانوار بوده اند تعدادى در بهبهان و آغاجارى و هفتگل ساكن شده و تعداد ديگرى با تغيير نام به طائفه داراشورلو" و "بيوگ كشگولى" پيوسته اند". به نظر مىرسد كه بويژه رابطه اى بين آغاج ارىهاى لرستان و طايفه كشكولى بزرگ اتحاديه طوايف تركى قشقايى كه در نواحى غربى فارس ساكن است موجود باشد. اين هر دو داراى تيره هايى بنام بگدلى و جامه بزرگى هستند.

mahmood

سلام خوبی منتظريم..اپت کنی

مهران بهارى

ماذون سؤزو٬ دئمه يينن توكنمز http://mazun-turkce.blogspot.com/ قوشقوسوز (شوبهه سيز) ماذون قاشقاى٬ اون دوققوزونجو يوز ايل تورك قوشوغونون (شئعرينين) ان سئچگين سيمالاريندان بيريدير. اونون حاققيندا اؤنجه لرى سؤزوموزده بير يازى يازميشديم. ايندى ايسه اثرلريندن بير نئچه اؤرنه يى- تورك كولتور و شئعرينين بو پارلاق سيماسي و ياپيتلارينى تانيتماق اوچون آچديغيم ماذون- توركجه وئبلاگيندان- سونورام. آدى گئچن وئبلاگدا ماذونون قوشوقلاري٬ هر ايكى لاتين و عرب كؤكلو تورك اليفباسيندا – بير نئچه غزلينين اينگيليزجه چئويرييسى ايله بيرليكده- وئريلمكده دير.

مهران بهارى

استان فارس (همراه با استان اصفهان) از مراكز اصلى سكونت و حضور خلق ترك در مركز و جنوب ايران مىباشد. خلق ترك در اين استان متشكل از گروههاى با منسوبيت طائفه اى (اتحاديه طوائف تركى قشقايى٬ خمسه٬ افشار و ....) گروههاى غير طائفه اى شهرى-روستايى (تركهاى ابيوردى٬ فريدنى٬...) و گروههاى مهاجر آذربايجانى (كارمندان٬ اصناف٬ دانشجويان٬ كارگران٬ تجار٬ ازدواجهاى مخلتف بين مليتها و ...) مىباشد. در استان فارس (و همچنين اصفهان٬ كرمان و...) تركها دومين گروه ملى و زبان تركى نيز زبان دوم استان است. (بر اساس برخى منابع٬ مجموع تركان بين يك سوم تا يك دوم جمعيت استان را تشكيل مىدهد.)

مهران بهارى

محلى گرايى و طائفه گرايى به همراه عقب ماندگى عمومى اجتماعى-فرهنگى-سياسى خلق ترك در ايران باعث شده است كه هم بين زيرگروههاى خلق ترك ساكن در هر كدام از استانها از سويى و هم بين كل جامعه ترك زبان هر كدام از استانها با ديگر نواحى ترك نشين و تركان ايران و بويژه آذربايجان –كه نياخاك مشترك همه خلق ترك در سراسر ايران است- هيچ گونه روابط انسانى٬ اجتماعى٬ فرهنگى و ادبى قابل ملاحظه و فعالى وجود نداشته باشد. البته عدم ايجاد و يا رشد كافى هويت ملى فراگير بين زيرگروههاى خلق ترك٬ شكل نگرفتن و يا ضعيف بودن ادراك و حس تعلق آنها به يك خلق و ملت واحد ترك و گذران عمر در تجريد٬ انزوا و بىخبرى مطلقشان از يكديگر٬ به علاوه نبود كوچكترين تعصب ملى تركى در بسيارى از آنها٬ (بر خلاف گروههاى كرد زبان ايران و حتى منطقه) از مشكلات خلق ترك در سراسر ايران است كه در گروههاى ترك ساكن در استان فارس نيز ديده مىشود.

مهران بهارى

عزيز دوست سلام. وئبلاگدا يازديغين شئعرلرين شاعيرلرينين آدلارينى دا يازسان٬ پيس اولماز. اوندا بيز اوخويانلار٬ هانسى شئعر هانسى شاعيردن دير٬ بيله ريك. اگر شاعريلرى بيلينميرسه ده٬ اوندا آنونيم يا دا شاعيرى بيلينمير شكلينده يازيلابيلر. ساغ اول

صبا

با سلام من هم از عشاير ايران هستم در نوشته شما اشاره ای به طايفه قراقوينلو نشده اين طايفه شاخه ای از ايل شاهسوند در استان مرکزی می باشد که بنا به نقلی از ايل قشقای منشعب شده است موفق باشيد

ايمی

سلام به تو ای رايحه خوش غيرت و عشق. من ايمان قشقائی زاده هستم. از قشقائی هايی که در زمان صولت والدوله پدران من با شيرازی ها که خانواده جوامردی ها هستند وصلت کردند. خيلی عاشق مدردمم هستم چه شيرازی ها چه قشقائی ها. ولی حيف که زبان ترکی خوب نمی دنم(البته ترکی قسقائی چون دانشجوی ارومیه هستم یه کم آذری بلدم). اگر مرجعی رو می سناسی که می تونه تو اينکار به من کمک کنه خيلی ممنون می شم....

امین

من افتخار میکنم که قشقایی ام و تاسف می خورم برای آن دسته از ترکها که به محض اینکه وارد دانشگاه و شهر می شوند هویت و اصالت خود را از دست می دهند ما باید به فکر ساختن قشقایی نوینی باشیم قشقای مردمانی بودند که با سربلندی زندگی میکردند اما در حال حاضر در گمنامی به سر می برند تشکر از شما 708